حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران در نشست یکی از اندیشکدههای گرجستان
.
حضور سفیر جمهوری اسلامی ایران در نشست یکی از اندیشکدههای گرجستان
در تاریخ 9 فروردین (29 مارس ) آقای سید علی موجانی سفیر جمهوری اسلامی در یکی از اندیشکدههای گرجستان، در جمعی متشکل از ۶۱ نفر از پژوهشگران، نظامیان، مقامات سابق و صاحبنظران حوزههای اقتصاد، انرژی، امنیت و روابط بینالملل، حضور یافت و درباره آخرین تحولات ایران صحبت نمود.
سفیر ایران در این نشست گفت امروز ایران در همان نقطهای ایستاده که چهار قرن پیش، امامقلیخان با اقتدار، استعمار اروپایی را از تنگه هرمز بیرون راند. امروز نیز فرزندان ایران از جمله هممیهنان گرجیتبار با عزت و همبستگی، بیش از سی شبانهروز است که از کیان سرزمینی خود دفاع میکنند. این دفاع، پیامدهای راهبردی مهمی نیز به همراه داشته است؛ از جمله آنکه در این مدت، تنها ۱۱۶ کشتی اجازه خروج از تنگه هرمز را یافتهاند و در نتیجه، تجارت دریایی از این گذرگاه حیاتی، در مقایسه با بازه زمانی مشابه سال گذشته، با کاهش ۹۷ درصدی مواجه شده است.
آقای موجانی یادآور شدکه قریب سه ماه پیش، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا با تصمیم به اعزام نیرو به منطقه، از «تغییر رژیم» در ایران سخن گفت و با اشاره به حضور ناوگان بهاصطلاح شکستناپذیر خود، همچون آرمادای تاریخی اسپانیا، بر امکان به زانو درآوردن ایران از طریق هجوم دریایی و محاصره تأکید کرد. پس از آن اظهارات، ناوگان دریایی ایالات متحده تا نزدیکی آبهای پیرامونی ایران پیشروی کرد؛ اما اکنون، سی روز پس از آغاز درگیری، آن ناوگان به ظاهر شکستناپذیر به میزان قابل توجهی عقبنشینی کرده و بیش از هزار کیلومتر از پیرامون آبهای ایران فاصله گرفته است. حتی بنا به اظهارات رئیسجمهور آمریکا، یکی از ناوهای هواپیمابر آن کشور برای بیش از یک هفته در معرض حملات و ضربات هوایی ایران قرار داشته و از ۱۷ جهت مورد اصابت ضربات تدافعی ایران قرار گرفته است.
سفیر در پاسخ به این پرسش که هدف از این اقدام ایالات متحده چه بوده است، تأکید نمود: «سوریهسازی» ایران یکی از اهداف اصلی ایالات متحده و رژیم اسرائیل محسوب میشد؛ هدفی که در پی آن است با تضعیف ساختار حاکمیتی، زمینه مداخلات نظامی مکرر را فراهم آورد و در نهایت، دولتی ناکارآمد و ناتوان از صیانت از حاکمیت سرزمینی در ایران شکل گیرد. در این چارچوب، استفاده از نیروهای نیابتی تروریستی که بهزعم آنان با حمایت و پشتیبانی آمریکا و اسرائیل شکل گرفتهاند بهعنوان ابزاری برای بیثباتسازی مستمر و تهدید امنیت و انسجام اجتماعی ایرانیان، بخش دیگری از این راهبرد تلقی میشود.
دیدگاه شماری از محققان حاضر در جلسه نیز قابل توجه بود. آنان بر این باور بودند که از زمان سرنگونی دولت دکتر محمد مصدق تاکنون، در ایران نوعی برآورد و ادراک اجتماعی فراگیر نسبت به ایالات متحده شکل گرفته که محور آن بیاعتمادی عمیق به سیاستهای آمریکا است. این نگرش، با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، دامنهای گستردهتر یافت و از سطح نخبگان سیاسی به لایههای مختلف جامعه تسری پیدا کرده است.
از منظر این تحلیلگران گرجستانی، سیاستهای ایالات متحده در قبال ایران طی دهههای گذشته نیز نشان داده است که محاسبات واشنگتن غالباً با خطا، بحرانسازی و پیامدهای پیشبینینشده همراه بوده است؛ روندی که نهتنها به تضعیف ایران منجر نشده، بلکه در مواردی موجب تقویت جایگاه ایران بهعنوان بازیگری تأثیرگذار در معادلات منطقهای و حتی جهانی شده است.
آقای موجانی در پاسخ به پرسش دیگری درباره سناریوی اعلام یکجانبه «پیروزی» آمریکا در منطقه گفت که واشنگتن پیش از این نیز دو بار چنین الگوهایی را تجربه کرده است:
۱. در سال ۲۰۰۳، با حمله به عراق و آغاز اشغال این کشور؛ روندی که نهتنها به تضعیف مردم عراق منجر نشد، بلکه در نهایت به شکلگیری یک نظام سیاسی با مشارکت طیفهای مختلف اجتماعی در عراق انجامید. امروز عراق بهعنوان همسایه ایران، دارای روابط اقتصادی و تجاری عمیق و قابلتوجهی با جمهوری اسلامی ایران است.
۲. در سال ۲۰۲۰، با اعلام پایان جنگ افغانستان و فرار شتابزده و مفتضحانه از این کشور؛ اقدامیکه با وجود پیچیدگیها و چالشهای فراوان، به تداوم روابط اقتصادی و تجاری در دو سوی مرز تاکنون انجامیده است.
بر این اساس، دور از ذهن نیست که اگر رئیسجمهور آمریکا تصمیم به اعلام یکجانبه یک پیروزی فرضی گیرد و نیروهای خود را از منطقه خارج کند حتی با کاهش یا تخلیه حضور نظامی در اروپا از جمله آلمان این تحول به گسترش مناسبات درونمنطقهای و بینقارهای میان آسیا و اروپا منجر شود. ایران، بهواسطه موقعیت ژئوپلیتیکی خود در قلب یک شاهراه مهم جهانی در غرب آسیا، ظرفیت دارد که با تکیه بر زیرساختها و پیوندهای منطقهای با همسایگانش در قفقاز و آسیای مرکزی، نقش مهمی در اتصال اقتصادی و ترانزیتی میان قارههای آسیا و اروپا ایفا کند.
در بخش پایانی نشست، در پاسخ به پرسشی درباره زمان و چرایی فاصلهگرفتن ایالات متحده از اصول اخلاقی در جنگ و سیاست، توضیح داد که یکی از نشانههای مهم این تغییر رویکرد، خروج آمریکا از «کنوانسیون پاریس» بود؛ اقدامیکه نشان داد این کشور در سطح کلان، برای محیط زیست و آینده مشترک بشریت ارزش لازم را قائل نیست. کشوری که برای طبیعت، اقلیم، آبوهوا و زیستبوم انسانی ارزشی قائل نباشد، بهتبع آن برای انسانها فارغ از هویت، دین، ملیت یا جایگاه اجتماعی نیز ارزشی قائل نخواهد بود. این رویکرد، بازتاب نوع نگرش حاکم بر سیاستگذاری در ایالات متحده، بهویژه در دوره ریاستجمهوری دونالد ترامپ، نسبت به بنیادیترین مسائل جهانی است.
در پاسخ به پرسشی درباره وجوه مشترک میان جهان تشیع و دنیای ارتودکسی و چرایی ابتکار عمل ایران در گفتوگوهای بینالادیانی با کلیساهای ارتودوکس، گفته شد که میان این دو سنت دینی، یک نقطه اتصال مهم در نگرش به آینده حیات بشری و مسئولیت اجتماعی وجود دارد؛ و آن باور عمیق به «رستاخیز» است. این ادراک مشترک، بهتدریج نوعی همدلی، همافزایی و ظرفیت برای گفتوگوی عمیقتر میان جوامع شیعی و ارتودکس ایجاد کرده و میتواند بهعنوان یکی از پایههای مهم برای توسعه روابط فرهنگی و بینالمللی میان دو حوزه تمدنی مورد توجه قرار گیرد.
پرسشی درباره اهداف حمله به زیرساختها در شرایط کنونی نیز مطرح شد که در پاسخ گفته شد: این رویکرد پدیدهای جدید نیست، بلکه امتداد سیاستی است که طی سالهای اخیر با آغاز بحران اوکراین شکل گرفته است؛ بهویژه از حدود چهار سال پیش، روندی با هدایت ایالات متحده و همراهی برخی بازیگران غربی آغاز شد که به تشدید تنشها در محیط پیرامونی اوراسیا انجامید. تجربه بحران اوکراین و گسترش ناتو نشان داد که مداخلهگرایی و رویکردهای تقابلی، نهتنها به ثبات منجر نمیشود، بلکه پیامدهایی پرهزینه و بعضاً جبرانناپذیر به همراه دارد. امروز نیز گسترش چنین الگوهایی به دیگر مناطق، از جمله غرب آسیا، بیانگر آن است که تداوم این نوع نگاه میتواند دامنه بیثباتی را فراتر از یک منطقه خاص گسترش دهد. در این خصوص، نشانههایی از بازاندیشی در برخی پایتختهای اروپایی مشاهده میشود؛ بهگونهای که تمایل کمتری برای همراهی با منازعاتی که فاقد اجماع و پشتوانه حقوقی و اخلاقی روشن هستند، ابراز میگردد.
در بخش پایانی، در پاسخ به پرسشی درباره سیاست گرجستان و ارزیابی ایران، سفیر کشورمان تاکید کرد که گرجستان در سالهای اخیر با اتخاذ رویکردی هوشمندانه توانسته است خود را تا حد زیادی از منازعات پیچیده پیرامونی دور نگه دارد. گرجستان نه به جبههای جدید در تقابلهای منطقهای بدل شد و نه در مسیر تشدید تنشها گام برداشت؛ بلکه با اتخاذ نوعی «بیطرفی فعال»، توانست همزمان ثبات داخلی خود را حفظ کرده و مسیر رشد و پویایی اقتصادی را تقویت کند. موقعیت ژئوپلیتیکی گرجستان بهعنوان نقطه تلاقی و گره ارتباطی میان دو قاره آسیا و اروپا، اهمیت مضاعفی یافته است. قفقاز و کشورهای آن، در کنار آسیای مرکزی، میتوانند نقش کلیدی در اتصال کریدورهای راهبردی شمال–جنوب و شرق–غرب ایفا کنند و بستری برای تعاملات اقتصادی گستردهتر میان مناطق مختلف باشند. تحولات جاری، بهویژه در پرتو تنشها و درگیریهای اخیر، میتواند به بازتعریف معادلات ژئوپلیتیکی در مقیاس فرامنطقهای منجر شود. توسعه گفتوگوها، ایجاد سازوکارهای همکاری منطقهای و گسترش ارتباطات میان کشورهای منطقه، میتواند به تقویت امنیت جمعی و تسریع روند توسعه اقتصادی ملتها کمک نماید.